X
تبلیغات
رایتل

یکشنبه 30 آبان 1395 ساعت 12:51 ق.ظ
نمی‌دونم از کی مریض شدم و مهم نیست. گلودرد و تب.

رو زمین خوابیدم.

علاقه‌ای به شلوغی‌های اطراف ندارم. به بحث اربعین و ....دوس دارم توی سکوت و کنج آرام جایی اربعین‌های خودم را برگزار کنم.
به طرز بی‌سابقه‌ای بی‌حوصله و خستم.
و تنهام.

بچه‌ها بی‌خیال برای خودشون بچگی می‌کنن..سال نیست.
قلیون پرتقال بود و ماشین‌هایی که تند رد می‌شدند. می‌لرزیدم مثل سعفی پشت موتور برادرم..سرد بود. قلبم سرد بود. قلبم توی فضای سینه‌ام تبدیل به قطعه یخی منجمد شده بود..
دلم می‌خواست سرم رو بذارم بین دو کتفش که باد سرد نخوره تو صورتم.
برادرمه و روم نمی‌شه.
خودم رو با دوست دوست کردن‌ها مسخره‌ کرده‌ام. خودم بهتر از هر کسی می‌دونم که دوستی ندارم.
تنم درد می‌کرد تب داشتم و گلو درد. چقدر فکر می‌کردم حالا پناه باید خوب باشه.

برای سال نوشتم: مریض شدم فک کنم.

نوشت: دوا بخور.