X
تبلیغات
رایتل

یکشنبه 30 آبان 1395 ساعت 09:43 ب.ظ


پدرم شعری برام فرستاده بود.فَـبُــعْــدٌ و  وَجْـــــدٌ و اشـتــیــاقٌ و رَجْــفَـــةٌ فــــلا أنــــتِ تُـدنـیـنـی و لا أنَــــا أهْـــــرَبُمعنی این مصرعش این می‌شود:دوری و و اشتیاق و دلتنگی و و لرزش...نه تو مرا به خودت نزدیک می‌کنی و نه من دل فرار کردن دارم. قصه‌اش را هم برایم تعریف کرد. مجنونِ لیلا یا آن‌طور که پدرم در موردش حرف می‌زند: قیسِ بنی‌عامر گفته بود این شعر را...وقتی می‌خواندش از حفظ هم پر از بی‌قراری بود.عشق باید چیز بدی باشد که این‌همه آدم‌ها را ذیت می‌کند.