X
تبلیغات
رایتل

چهارشنبه 10 آذر 1395 ساعت 03:29 ق.ظ

بعد زنِ ف گفت جمعه می‌ریم سر زمین...گوجه می‌چینیم و بم هم پول می‌دن هم گوجه..خیلللللی خوشحال شدم..هر چی لباس داشتم که نمی‌پوشیدم جمع کردم..اسباب‌بازی‌های بچه‌ها رو هم..دفعه‌ی قبل یه پسربچه از این بورها هستن...روستاییا..اومده بود خونه‌ی ف بم گفت: سیم اسباب بازی إی‌یاری؟

دلم سوخت.

چنتا پلاستیک از لباسام و اینا دادم ب آیات گفتم فقط اروای جدت جلوی بابات و برادرات پهن‌شون نکن رو زمین. توشون شلوار زنونه هم هست و تاپ و اینا...اینم غش کرده که سی کُ عین پیرزنان و به چه چیایی فکر می‌کنی..

خو دیگه من این‌طوری‌ام..نمی‌گم هم خیلی باحیا و اینا...بیشتر سنتی‌ام و این‌طوری بزرگ شدمه( هاها..شدمه! تاثیر هم‌زیستی مسالمت‌آمیز با لران) دیگه هیچی...ها ف هم نشسته بود و چه می‌کرد؟

ها بله...ها بله..: کباب.

یه گوشت یه چربی..یه گوشت.

بوش؟

اعصابم رو ملتهب کرد.

اما خوش‌تیپه. جای بابامه ها. به چشم دختری مرد خوبیه. خوش‌تیپه.

زنش رو دوست داره.

خدا برا هم حفظ‌شون کنه. اما هم خوش‌تیپه ها.

یعنی تمیزه.

می‌دونید؟ خوش‌تیپه.

مردم بس که گفتم خوش‌تیپه؟

خو خوش‌تیپه..پَ دروغوم چنه...خو خوش‌تیپ ایبو..

هه هه هه..این‌جا ایبو لازم نداشت اما کلا " ایبو " تو جمله‌‎بندی لری خیلی لازمه.

مثلا:

شهرزاد خوشکل ایبو.

فرک کُ...خوشکل ن ایبو.

خو نمی‌شه.

به قول مادرم به نقل از مادرش: سگ بیابو..مادر نیابو.

ربطی نداشت اما خوشم میاد ازش و همیشه وقتی دارم کولی بازی درمیارم برای بچه‌هام می‌گمش.

در حال زدن خود.